رفتار و محیط سازمانی

رفتار و محیط سازمانی

در دورانی که در یکی از زیرمجموعه های دولتی به عنوان مدیر بخش کامپیوتری مشغول بودم، یکی از چالش های من رابطه با مدیر واحد اداری بود و در رأس همه موارد ساعت کاری، ورود و خروج به شرکت و شیوه مدیریت من بود. مشکل این بود که این واحد کاملاً فنی بود و با مدیر واحد فنی هماهنگ میشدم و از طرفی هم چون ساعت کاری من بدلیل بعد فنی کار که باید در زمانی می بود که کارکنان پشت سیستم های خودشون نباشن، در چارچوب اداری نمی گنجید که ساعت 8 الی 4 بتونم کارت بزنم. این مشکل هیچ وقت با ایشون حل نشد با اینکه واحد فنی کل موارد و تائید کرد و مدیرعامل هم در جریان قرار گرفت. این موضوع همیشه در ذهن من باقی بود که چطور ایشون نتونست  درک درستی از فنی بودن وظایف من پیدا نکرد. به بررسی وضعیت این موضوع در شرکت های بزرگ فناوری که نگاه بکنیم، با نتایج و شرایط جالبی مواجه میشیم. بطور مثال شرکت گوگل و در نظر بگیرین. شرایط کاری در این شرکت کلاً با تمام چیزهایی که ما میتونیم تصور کنیم در سازمان ها خودمون کاملاً متفاوت هست. ولی آیا نتایج و خروجی این شرکت دچار مشکل شده یا در رده بهترین شرکت های فناوری دنیا قرار داره؟ کلا چی باعث میشه کارمندان گوگل یا مثلاً شرکت اپل بازدهی بالایی دارند؟

شرکت گوگل در سال 1998 توسط دو بنیانگذار خودش تاسیس شد. امروزه این شرکت بین 10 شرکت تاثیرگذار و اصلی حوزه فناوری اطلاعات قرار دارد که با بیش از 120 هزار کارمند در سرتاسر جهان پهناور شده. درآمد این شرکت در سال 2014 به 66 میلیارد دلار رسیده بوده. با وجود این عظمت شرایط کاری در این شرکت توسط یکی از کارمند های مشغول در گوگل به شکل زیر توصیف شده.

  • وجود بار آزاد خوراکی برای تمامی کارکنان و همه وعده های غذایی. یعنی از صبحانه تا شام و میان وعده و غیره همیشه یک چیزی با بهترین کیفیت برای خوردن و انرژی گرفتن وجود داره چون گوگل اعتقاد داره شکم گرسنه نمیشه فکر کرد. چیزی که در آبدارخونه های سازمانی ما همیشه به یک چایی کم رنگ یا جوشیده ختم میشه و اگه ناهاری باشه کیفیت مناسبی نداره یا توجیه اقتصادی برای کارمندان نداره. برای همین اکثراً ترجیح به آوردن غذای خانگی یا سفارش غذای خارج از شرکت دارند.
  • ارتباطات اجتماعی، جلسات و رویدادهای مستمر برای ترویج نشاط و انگیزش کارکنان به جهت آموزش و سرگرمی. گوگل اعتقاد داره که ارتباط با آدمهای موفق انگیزه برای پیشرفت و نشاط کاری را در کارمندان خودش تقویت میکنه. من یادم نمیاد تو سازمان ها غیر از کنفرانسهایی که باید درخواست ماموریت براش رد میکردیم و شاید هزینه مربوطه رو هم خودمون متقبل میشدیم، چیز دیگه ای بوده باشه.
  • استفاده از آخرین فناوری های روز و تولید شده در شرکت اول برای کارکنان گوگل. طوری که همیشه احساس کنند که در آینده زندگی میکنند. این موضوع در شرکت ها و سازمان ها ما هیچ جایگاهی نداره. ما همیشه فکر میکنیم که این محصول برای فروش هست پس خودمون که خریدار نیستیم.
  • پشتیبانی 24 ساعته از کارکنان توسط یک واحد اختصاصی فنی. بنابراین کارکنان همیشه اطمینان دارند که هیچ وقت دست تنها نیستند و در صورت بروز مشکل در تمامی شرایط یکی کمک خواهد کرد. این موضوع درباره من که فنی بودم کی مشکل اساسی بود. چون واحد فنی پشتیبانی یا وجود نداشت یا اگر بود که باید درخواست می فرستادیم یا پشت سیستم نبود یا خیلی چیزهای دیگه.
  • سرویس رایگان برای همه کارکنانی که نیاز دارند. اعتراف میکنم که این موضوع و ما همی داشتیم و هیچ برتری نسبت به ما ندارند.
  • درصورتی که بچه دار بشین، میتونین از مزایای ویژه کارکنان استفاده کنین. یعنی پدر میتونه مرخص با حقوق بگیره یا مادر برای مدت زیادتری میتونه با تمامی حقوق و مزایای عمومی به تربیت بچه خودش ادامه بده. و البته بعد از برگشت به کار میتونه به جایگاه قبلی خودش برگرده و فضایی هم برای بچه وجود داره مثل مهدکودک که بچه در کنار اونها باقی بمونند. این موضوع و هم کم و بیش در شرکت ها بزرگ یا برخی از سازمان دیدم ولی اصلاً عمومیت نداره که بگیم قاعده هست. موضوع مرخصی پدر و هم اصلاً نشنیده بگیرید.
  • اگر کارکنی از شرکت گوگل فوت کنه، علاوه بر پرداخت بیمه‌ی عمر، همسرش همچنان نیمی از حقوق او را به مدت ۱۰ سال دریافت می‌کنه. علاوه بر این، برای هر یک از بچه‌های متوفی هم مبلغ ۱۰۰۰ دلار در ماه در نظر گرفته می‌شه. در مورد این موضوع اصلاً حرفی نمیزنم.

موارد دیگه ای که هیچ نزدیکی با شرایط ما نداشت هم این ها بودند:

  • از حیوانات خانگی استقبال می‌شود
  • کلاس‌های تناسب اندام و ورزش رایگان دارند
  • فرصت فوق‌العاده‌ای برای خلاقیت به گوگلرها می‌دهد
  • کارمندان گوگل می‌توانند مرخصی زیادی بگیرند تا به دنبال علایق‌شان بروند
  • همین که یک بار عضو شبکه‌ی گوگل شوید، تا آخر عمر عضو می‌مانید
  • زمان حضور شما توسط خودتون مدیریت میشه و هر روزی از هفته یا ساعتی که کارایی بهتری دارید در شرکت حاضر میشوید تا پروژه واگذار شده به نتیجه برسه.

با همه این موارد باید فکر کرد که چرا با تمامی هدفگذاری های سفت و سختی که ما در سازمان های خودمون داریم و قوانین و قواعد و اصولی که تعریف کردیم، در حصول نتایج کاری همیشه ضعیف هستیم. شرکتهای بزرگ صنعتی مثل ایرانخودرو و سایپا با تعدا بسیار زیادی کارمند و متخصص، خوردوهایی با پایین ترین کیفیت تولید میکنند. صدا وسیما با بیش از 20 هزار کارمند در دفتر مرکزی خودش فقط یک تعدا محدود کانال داره که تولیداتش از تولیدات تصویری شبکه های خانگی کمتر هست. در مقابل سازمان بی بی سی و داریم که با کمتر از هزار کارمند، برای شبکه های سراسری خودش بیشترین حجم تولیدی را در بهترین کیفیت داره. در هیچکدون از این سازمانهای خلاق اینکه ساعت حضورت 8 یا 8:30 باشه مهم نیست. ولی کیفیت کاری شما اهمیت داره. خروجی نشون میده که چقدر در زمان کاری به خود کار فکر کردین و براش انرژی گذاشتین. امیدوارم که روزی سازمان های ما هم از این شرکت ها درس بگیرند.