کار گروهی و نتایج تیمی
بعضی وقتها که به گذشته نگاه میکنم و مرور میکنم که عوامل شکستهای کاری خودم چی بودند، بیشتر به موضوع تیم کاری خودم و آدمهایی که برای همکاری انتخاب میکردم میرسم. چیزی که خیلی جاهای دیگه هم می بینم و می شنوم که با همین مشکل مواجه شدند و فرصت ها و موقعیت های خیلی زیادی و از دست دادند. فرقی نمیکنه که این تیم متشکل از دوستان و آشنایان باشه یا از افراد کاملاً غریبه ای که فقط برای یک موضوع کاری باهاشون آشنا شدین. برای همین فکر کردم بد نباشه اگه در مورد موضوع تیم سازی و ویژگیهای تیم کاری خوب یک بررسی کنم.
اکثر مدیران موفق عقیده دارند سرمایه های انسانی مهمترین عامل موفقیت سازمان آنها در سالهای گذشته بوده است. بخصوص در کارهای گروهی و تیمی توانمندیهای تک تک افراد و ترکیب این ویژگیها به هم نقش بسزایی در تقویت یا تضعیف تیم مربوطه داشته است. درواقع دلایل متعددی درخصوص اهمیت تیم باعث شده تا سازمان ها از مفهوم کار تیمی برای نتیجه گیری بیشتر و بهتر استفاده کنند.
برخی اعتقاد دارند که بین گروه و تیم تفاوت هایی وجود دارد که آنها را از هم جدا میکند. از این رو گروه را در محیطهای کاری به مجموعه ای از دو یا چند نفر که با هم در بخشهای متختلف همکار هستند ولی بصورت مستقل از هم فعالیت میکنند؛ میشناسند. مثل گروه خدماتی ایکس. درحالیکه تیم را مجموعه ای از دو یا چند نفر که در بخشهای مختلف یک موضوع مشترک با هم همکاری میکنند، میشناسند. در تیم هدف یک پروژه مشترک و زمان مشخص برای اجرای آن برای همه افراد تیم، معیین شده. با این تعاریف میتوان اینطور برداشت کرد که در مجموعه های کسب و کاری همیشه با گروه ها و تیمهای کاری مواجه خواهیم بود.
برای اینکه در اجرای اهداف سازمانی و شغلی به نتیجه برسیم و موفق بشویم قطعاً به پشتیبانی و هدایت دیگران برای استفاده از تجارب و دانش آنها خواهیم بود. شاید برای همین هست که آدمها در انجام وظایف شغلی خودشون بصورت کارتیمی امکان پیدا میکنند که به نتایج و هدفهای مشکل تر و پیچیده تر دست پیدا کنن و در کاری که مشغول هستند بهتر جلو برن. این خصیصه کار تیمی درحقیقت یک نوع مهارت نیروی انسانی بحساب میاد که اکثر مدیران منابع انسانی با دقت روی این مسئله زمان استخدام افراد، با توجه به نیازهای سازمانی خودشون و قابلیت های افراد به عنوان یکی از شاخص های استخدامی، توجه میکنند. به عبارتی تمامی افراد شاغل در یک سازمان باید به نوعی از این مهارت نرم برخوردار باشند. بنابراین ایجاد تیمهای کاری بصورت درست میتواند یکی از مهمترین عوامل موفقیت کسب و کارها و دستیابی به اهداف سازمانی تعریف شده باشد. البته خیلی روشن هست که یک تیم متشکل از افراد توانمند و قوی بدون وجود یک مدیر شایسته با دانش کافی برای استفاده و هدایت روحیه تیمی و همکاری های گروهی نیز نمیتواند به نتایج دلخواه برسد. یعنی وجود یک تیم خوب به تنهایی لزوماً توفیق کاری به همراه نخواهد داشت. 4 دلیل اصلی برای اهمیت و ضرورت ایجاد تیم های کاری در سازمان عنوان شده که عبارتند از:
- تشویق نفرات به کار بهتر و بیشتر در کنار هم
- امکان استفاده از ایده های اعضای گروه و انتخاب بهترین آنها برای سازمان
- افزایش بهره وری و کیفیت کاری نفرات
- ایجاد مجموعه دانشی حاصل از همکاری افراد و بستر تجارب فردی نفرات
بنابر این ضرورت ها میتوان نتیجه گرفت که یک تیم کارآ و اثربخش قطعاً تأثیرات بسیار زیادی بر مجموعه خواهد داشت. اما ویژگیهای یک تیم اثربخش چه خواهد بود؟ این ویژگیها در مقالات و نوشته های مختلف به اشکال متفاوتی تعریف شده که من اینجا بخشی از آنها را یادداشت میکنم.
- تعیین هدفهای مشخص و نقش های کاری معلوم برای تمامی نفرات تیم. درواقع همه چیز روشن باشد.
- ایجاد اعتماد، امنیت و صداقت بین نفرات موجود در تیم
- پیاده سازی رفتار حرفه ای بین افراد و ایجاد فضای صمیمی و دوستانه بین آنها
- حمایت داخلی بین افراد تیم و پشتیبانی از عملکرد یکدیگر
- تفکر خودکنترلی بین افراد برای ارزیابی عملکرد شخصی خودشان در بین تیم
- مسئولیت پذیری و پاسخگویی تک تک افراد تیم نسبت به هدف تیم
- انتقاد پذیری افراد تیم نسبت به انتقادات و بیانات دیگر افراد که بصورت شفاف بدون سوءنیت گفته میشود
- انعطاف دربرابر تغییرات احتمالی و پذیرش اشتباهات ایجاد شده بجهت تصحیح هر چه سریعتر آن
از طرف دیگر همانطور که قبلاً گفتیم مسئول یا رهبر تیم هم میتواند با یکسری فرایندهای حمایتی در اثربخشی هرچه بیشتر تیم تاثیرگذار باشد. برخی از این فعالیت ها و ویژگیها را میتوان در زیر اشاره کرد:
- شنیدن صدای همه افراد تیم و برقراری جلسات مداوم و مستمر مربوط به کار. این جلسات به ارتباطات و تعاملات هرچه بیشتر تیم و رهبریت تیم کمک خواهد کرد.
- توجه به احساسات افراد در کنار نظرات کارشناسی اعضای تیم و قبول تضارب آرای موجود و احیاناً تعارضات و وجود اختلاف نظر بین آنها. بطوریکه هر نفر آزادانه بتواند ابراز عقیده نموده و از حمایت برخوردار باشد.
- عدم اعمال قدرت و نظر در رأی گروهی افراد و قبول نظرات و همچنین انعطاف در رهبریت تیم برای دریافت ایده های بهینه گروه و زنده بودن گروه دربرابر تغییرات احتمالی و پیش بینی نشده.
تمامی این ویژگیها منجر به این خواهد شد که تیم به میزان قابل توجهی از هماهنگ و همخوانی لازم با هم دست پیدا کنند و با اجماع گروهی بر روی عملیات و دستیابی به اهداف تعیین شده برسند.
به این ترتیب درصورتی که نفرات تیم از اصول درست کار تیمی پیروی کنند، بدون در نظرگرفتن میزان توانمندی هر کدام به تنهایی؛ احتمال نتیجه گیری بیشتری وجود خواهد داشت. مواردی که برای اصول کار تیمی یاد شده نیز بطور اجمالی شامل موارد زیر خواهند بود:
- وجود همکاری و مشارکت میان اعضای تیم
- انعطاف پذیری افراد تیم
- وجود هدف مشترک برای تیم
- اعتماد میان افراد تیم
- متعهد بودن به تیم و اهداف تیمی
- نظم در کار تیمی
- وجود ارتباط مؤثر میان افراد تیم
- داشتن مهارت حل مسأله در اعضای تیم
- ایجاد ارزش و اطمینان در میان افراد تیم
- تقدیر و تشویق افراد شایسته تیم
- مشارکت در تصمیمات تیم
در کل با یک مرور کلی بر روی کسب و کارهای موفق موجود در صنایع مختلف، میتوان دلیل تاکید زیاد بر کار تیمی و نتایج آن را فهمید و اینکه چرا عموم کسب و کارهای داخلی در انجام کارهای بزرگ که نیاز به تیم های مختلف کاری و گروهای اجرایی زیادی در کنار هم هستند، با مشکل مواجه میشوند.









