تغییر زاویه دید

تغییر زاویه دید

توی اینستاگرام یک مطلبی خیلی دست به دست شده بود که برای من جالب توجه بود. داستان فروش یک منزل ویلایی توسط یک فروشنده خلاق به ارزش یک بلیط یک دلاری!

ظاهراً فروشنده در ابتدا برای ویلای خودش مبلغ یک میلیون دلار ارزشگزای کرده بوده ولی بعد از چند ماه که هیچ متقاضی برای بازدید یا خرید ملک بهش مراجعه نمیکنه به این فکر می افته که با یک ترفند جدید اقدام به فروش منزل خودش بکنه. برای همین، آگهی برگزاری قرعه کشی ویلای خودش و در یک تاریخ مشخص اعلام میکنه و برگه های قرعه کشی و به مبلغ یک دلار بفروش میرسونه. با این روش در طی دو ماه تا زمان انجام قرعه کشی چیزی در حدود 2 میلیون بلیط قرعه کشی میتونه بفروشه. این یعنی ویلایی که حاظر بود فقط یک میلیون دلار بفروشه ولی بعد از چند ماه هیچ کس سراغشم نگرفت؛ به دو برابر مبلغ درخواستی بفروش رسیده.  یک داستان معمولی که میشنویم و میخندیم ولی برای من نکته های جالبی توش بود.

  • مشتری هیجان دوست دارد.
  • یک مدل خوب شما رو به اهداف بهتری میرسونه.
  • معامله برد-برد منافع بیشتری برای هر دو طرف بهمراه دارد.
  • روشهای ساده و مفهوم بهتر از روشهای پیچیده جواب میدهند.
  • ریسک پذیری حساب شده می تونه نتایج فوق العاده ای داشته باشد.

مدل های فروش و بازاریابی در زمینه های مختلف پیشرفت های زیادی پیدا کرده و پیچیدگی های خودشون را در پشت سادگی اجرا و پیامی که به مخاطب میدهند پنهان میکنند. ترفندهای تله گذاری برای مشتریان در جریان خریدهای بیشتر یا فروش های مکمل داستان های خودشو داره. مدلهای مربوط به مزایده های آنلاین هم تونسته موفقیت های زیادی بدست بیاره که البته خیلی در ایران به چشم نیامده هنوز و کمتر از اینطور سایت ها صحبت میشه. بجاش تا دلت بخواد سایت شرطبندی داریم!!

شاید تو این مدل بخصوص، نکته ای که وجود داره این هست که تمامی عوامل مشارکت کننده از روال اجرا و انجام این اتفاق آگاهی کامل داشتند و با رضایت وارد این بازی شدند که در نهایت فروشنده هم به بهترین نتیجه رسید.

شاید اگر یک مدل ایرانی که تونست با همین روش تشویق به خرید ارزان؛ پول زیادی و با نارضایتی همه بدست بیاره رو مثال بزنیم، برسیم به قرعه کشی فروش خودرو. توجه کنین از تعداد بسیار زیادی 10درصد قیمت خودرو دریافت میشد تا وارد قرعه کشی بشن. اگر برنده میشدن که میشد قسط اول پرداخت مبلغ خوردو ولی اگر برنده نمیشدن که اکثراً برنده نمیشدند، باید یک تا 3 ماه صبر میکردند تا پول برگشت داده بشه به حساب مشارکت کننده. یعنی فرض کنین از 100هزار نفر، مبلغ 20میلیون تومان را برای 2 ماه قرض بگیرین. سود بانکی (15%) این دو ماه میشه 50 میلیارد تومان که برای هیچی بدست میاد. ولی هنوز همه ناراضی هستند!